خلاصه درس های کتاب جامعه شناسی (2)

ورودي هاي درس اول

 ورودي اول : پديده هاي درون جهان اجتماعي

جهاني كه در آن زندگي مي كنيم شامل دو قسمت مي باشد الف – جهان طبيعي   ب – جهان اجتماعي

جهان طبيعي مجموعه پديده هي طبيعي است مانند جنگل ودريا -------- جهان اجتماعي : مجموعه پديده هاي اجتماعي مانند خانواده وامنيت

 ورودي دوم : معيار شناسايي پديده هاي جهان اجتماعي

هر چيزي كه با زندگي اجتماعي انسان ارتباط داشته باشد درون جهان اجتماعي قرار مي گيرد . بر اساس اين قاعده كنش هاي اجتماعي انسان وپيامد هاي آن به جهان اجتماعي تعلق دارد . احترام به قانون يك كنش است اما صلح وامنيت حاصل كنش اجتماعي است .

هر پديدهاي كه بر روي زندگي انسان اثر بگذارد در داخل جهان اجتماعي قرار مي گيرد . به عنوان مثال زلزله وخشكسالي پديده هاي طبيعي هستند . اما به دليل اينكه بر روي زندگي اجتماعي انسان اثر مي گذارند در داخل جهان اجتماعي قرار مي گيرد .

 

ورودي سوم:بسط جهان اجتماعي شناخت خداوند وفرشتگان وجهان ماوراء طبيعي آرمان ها وارزشهايزندگي ادميان را تغيير مي دهند و كنش هاي اجتماعي آنان را دگرگون مي سازد . بنابر اين هر يك از موجوداتي كه بيرون از جهان اجتماعي قرار دارند به واسطه ارتباطي كه با زندگي اجتماعي انسان پيدا مي كند مي توانند در گستره جهان اجتماعي قرار گيرند .

ورودي درس دوم

ورودي اول:

مقدمه – ابتدا از مشخصات يك ساختمان شروع مكنيم يك ساختمان از اجزاء مختلف تشكيل شده است پي  ستون ها ديوار ها وغيره سپس روابط منطقي وپيوند بين اجزاء را براي دانش آموز تشريح مي كنيم كه باعث شده يك ساختمان به عنوان يك كليت يكپارچه تشكيل شود سپس اين را ارتباط مي دهيم به ساختار اجتماعي هم مانند يك ساختمان داراي ارتباط منطقي با ييكديگر بوده وباعث شده جهان اجتماعي يك كليت ساختار مند ومنسجم را تشكيل دهد .

ورودي دوم : تفاوت نظام اجتماعي وجهان اجتماعي

جهان اجتماعي مجموعه پديده هاي اجتماعي هستند كه در گستره زندگي اجتماعي انسان قرار مي گيرند .اما پديده ها در قالب ساختار اجتماعي در حالت ارتباط  نظم وساختار وچينش پديده ها در ارتباط با هم قرار مي گيرند وبه آن ساختار اجتماعي گفته مي شود . نظام اجتماعي مجموعه پديده هاي جهان اجتماعي از نظر ساختار وارتباط آنها با يكديگر گفته مي شود .

ورودي سوم: نهاد اجتماعي

نهاد اجتماعي : به هر يك از خرده نظام ها در صورتي كه نقش مهم وتعيين كنندهاي در نظام اجتماعي كل داشته باشد مانند سياست  اقتصاد خانواده  آموزش وپرورش

ورودي هاي درس سوم

ورودي اول : مفهوم فرهنگ وقتي وارد يك شهر جديدي مي شويم آنچه در نخستين بر خورد مشاهده مي كنيم جامعه است وآنچه به تدريج از شوهونوع زندگي انها فرا مي گيريم فرهنگ است .

جامعه : گروهي از انسان ها كه در طي ساليان متمادي با يكديگر زندگي مي كنند يا به جمعيتي كه در سر زمين مشتركي را گرفته اند  وتابع اقتدار سياسي مشترك هستند ودر يك فرهنگ مشترك سهيم هستند .

فرهنگ : به تمام دستاورد هاي مادي ومعنوي جامعه انساني مي گويند يا به شيوه زندگي گروهي انسان ها ست كه با يكديگر زندگي مي كنند مثل آداب ورسوم – نوع خوراكي ها نوع پوشش و.....

ارتباط بين فرهنگ وجامعه : اين دو جداي از يكديگر نيستند جامعه بون فرهنگ وجود ندارد وفرهنگ بدون جامعه نيست جامعه وفرهنگ را به جسم وجان يك موجود زنده تشبيه كرده است وارتباط نزديك بين اين دو مفهوم وجود دارد .

نكته : فرهنگ ريزي نيست بلكه پديدهاي اكتسابي وآموختني است واز راه آموزش وتربيت از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود .

ورودي دوم : فرهنگ عمومي وخرده فرهنگ

آن بخش از فرهنگ كه مردم يك جامعه  در آن اشتراك دارند فرهنگ عمومي نام دارد .

آن بخش كه مر بوط به گروه  قوم قشر وصنف هاي خاص است خرده فرهنگ ناميده مي شود .

هنگامي كه ارزشها عقايد قواعد وهنجارها ومهارتها ي درون يك خرده فرهنگ مخالف ومغاير با ارزش ها عقايد وهنجار هاي فرهنگ عمومي باشد خرده فرهنگ را ضد فرهنگ گويند .

خرده فرهنگ به دو دسته تقسيم مي شود :

1- اگر خرده فرهنگ ها با فرهنگ عمومي سازگار باشدخرده فرهنگ موافق شكل مي گيرد .

2- اگر خرده فرهنگ ها با فرهنگ عمومي سازگار نباشد خرده فرهنگ مخالف شكل مي گيرد .  

 خرده فرهنگ موافق مثل خرده فرهنگ فرهنگيان خرده فرهنگ مخالف مانند مثل خرده فرهنگ بزهكاران

ورودي سوم : نهادهاي فرهنگي

هر نهاد اجتماعي هم از فهنگ عمومي استفاده مي كند بايد خرده فرهنگ مربوط به خود را نيز داشته باشد .

مثلا نهاد اقتصادي فرهنگ مخصوص به خود را دارد ونهاد اقتصادي با عقايد وارزش ها ومهارت ها ومتون مربوط به خود شكل مي گيرد . خدمت به خانواده يا رسيدن به ثروت انگيزه افراد را در فعاليت هاي اقتصادي افزايش مي دهند.اما هر كار اقتصادي مهارتهاي مربوط به خود رامي طلبد . فرهنگ هاي مختلف نظام هاي اقتصادي مختلفي دارند .

براي نمونه سرمايه داري ونهاد اقتصادي اسلامي

نظام سرمايه داري : افزايش ثروت مهمترين اصل است وربا از قواعد پذيرفته شده آن است .

نظام اقتصادي اسلامي : افزايش وانباشت هدف نيست بلكه قسط وعدالت مهمترين اصل است و از ربا وقواعدي كه مخالف شريعت است منع شده است .

ما به نهادسياسي واقتصادي نهاد فرهنگي نمي گوئيم آگر چه بعد فرهنگي دارند .

نهاد فرهنگي : نهادي كه نيازهاي شناختي انسان را تامين مي كند واز طريق تعليم وتربيت ايجاد مي شود وفرهنگ را استمرار مي بخشد . مثل خانواده – رسانه – آموزش وپرورش – آموزش عالي

يكي از نهاد هاي مهم فرهنگي خانوادهاست زيرا بخش زيادي از فرهنگ از طريق خانواده به فرزندان منتقل مي شود.

رسانه ها وآموزش وپرورش نيز در انتقال فرهنگ عمومي نقش دارند وآموزش عالي دانش تخصصي را براي ساير نهاد هاي اجتماعي – سياسي و ..... فراهم مي سازد .

ورودي هاي درس چهارم

ورودي اول : فرهنگ واقعي وفرهنگ آرماني

فرهنگ آرماني بخشي از فرهنگي كه مردم جامعه از آن حمايت مي كنند . ورعايت آنرا لازم مدانند ولي در عمل ممكن است آن را ناديده بگيرند مانند صداقت – عدالت – وبخشي از فرهنگ را كه مردم به آن اعتقاد دارند وكمتر به آن عمل مي كنند بر خلاف آن عمل مي كنند را فرهنگ وا  قعي مي گويند .

ورودي دوم : فرهنگ حق وفرهنگ باطل

بخشي از فرهنگ كه از نظر علمي قابل دفاع نباشد وبر اساس خرافات شكل گرفته باشد باطل است

بخش هايي كه از نظر علمي صحيح ومطابق فطرت باشد حق است . مثل حمايت از آزادي – نوع دوستي

ابزار علم : مشاهده- تجربه- عقل – وحي – استدلال

ورودي سوم : حقيقت وواقعيت

حق وباطل بودن عقايد ارزشها وهنجارها وكنش ها بر اساس جهل علاقه يا بي توجهي نسبت به آنها تعين نمي شود . توحيد .

اگر هنجارها وكنش ها واعمال انساني بر اساس عقايد وارزشها ي آرماني شكل گيرد حقيقت به حوزه واقعيت وارد مي شود .

ورودي هاي درس پنجم

ورودي اول : من كيستم

هويت – عبارت است از مجموعه خصوصيات ومشخصات فردي اجتماعي و احساسات وانديشه هاي مربوط به آنها كه فرد آنهارا از طريق توانايي كنش متقابل با خود ويافتن تصوراتي از خود بدست مي اورد ودر جواب سوال من كيستم ؟ اراءه مي شود .بنابراين در معرفي هويت خود وديگران از عبارات ومفاهيم بسيار متنوع استفاده مي شود از جمله كلمات وعبارت منفي يا مثبتي كه در موقعيت هاي مختلف در معرفي هويت افراد به كار برده مي شود از قبيل – با هوش زرنگ – تنبل و...

ورودي دوم : ويژگي هاي مختلف هويت

بطور كلي ويژگي هاي مختلف هويت به سه دسته قابل تقسيم است

الف – ويژگي هاي اكتسابي وانتسابي 

ب- ويژگي هاي فردي واجتماعي

پ – ويژگي هاي ثابت ومتغير

ورودي سوم

خود آگاهي هويت خود به دو بخش آگاهانه وپنهان قابل تقسيم است .

به عبارت ديگر بخشي از هويت آگاهانه است يعني ما آن را مي شناسيم يا آن كه ديگران به آن پي مي برند و آن را براي ما باز گو مي كنند . وبخش ديگر براي ما پنهان است و ما آن را نمي شناسيم . و در خصوص ويژگيهايي كه به آن واقف نيستيم تامل مي كنيم مي انديشيم وگاهي براي شناخت خود از ديگران كمك مي گيريم .

ورودي هاي درس ششم

ورودي اول : تمايز هويت فردي واجتماعي

هويت دو نوع است ا- فردي دوجمعي – هويت فردي نيز دو قسمت دارد 1- فردي جسماني كه در جهان طبيعي مطرحمي شود 2 – فردي نفساني مطرح مشود و هويت جمعي هم در جهان اجتماعي مطرح ومطالعه مي شود .

ورودي دوم : تعامل بخش مختلف هويتي

جهان هاي سه گانه طبيعي َ نفساني واجتماعي از يكديگر جدا نيستند وبر يكديگر اثر مي گذارند و‍يژگي هاي جسماني افراد بر خصوصيات روحي ورواني آنها اثر مگذارد وبسياري از بيماري هاي جسماني سلامت نفس وروان آدمي را به خطر مي اندازد .

جهان اجتماعي نيز با طبيعت وبدن آدميان تعامل وتاثير متقابل دارند

جهان اجتماعي وويژگي هاي نفساني ورواني افراد جامعه تعامل وتاثير متقابل دارند .

خصوصيات رواني واخلاقي انسان ها در جهان اجتماعي تاثير گذار است

ورودي سوم : تناسب هويت هاي فردي واجتماعي

هر جهان اجتماعي بر اساس عقايد آرمان ها وارزش هاي خود شكل مي گيرد وبر اساس آنه قواعد – هنجارها – نهاد ها وسازمان ها ي جامعه سازمان مي يابد

هر جهان اجتماعي به تناسب خود با جهان طبيعي وجهان نفساني تعامل مي كند

نگاه دنيوي جهان متجدد وارزش هاي اخلاقي آن به گونهاي است كه به طبيعت به عنوان يك ماده ي جهان مي نگرد ودر جهان معنوي اسلام طبيعت به عنوان موجودي زنده ونشانه خداوند است .

ورودي هاي درس هفتم 

ورودی اول: هويت اجتماعي وجامعه پذيري

از طريق جامعه پذيري، هويت هاي اجتماعي افراد تكوين مي يابد

خانواده ، اولين ومهمترين  نهد فرهنگي است كه فرد در آن جامعه پذير مشود .

مدرسه گروههاي همسال وهمبازي ورسانه هاي جمعي از ديگر عوامل مختلف جامعه پذيري هستند . وانسان را با جهاناجتماعي آشنا مي سازند .

جامعه پذيري در جوامع مختلف شيوه يكسان وثابتي ندارد چرا كه عوامل مختلف جامعه پذيري مثل خانواده ورسانه ها و..... در جوامع مختلف گونا گونند وتاثير گذاري واهميت يكسان وواحدي در جوامع مختلف ندارند .

ورودي دوم : هويت وكنترل اجتماعي

فرايند جامعه پذيري هميشه با موفقيت انجام نميشود وانسان ها داراي اختيارند ومي توانند از پذيرش عقايد ، ارزشها وقواعد وهنجار هاي اجتماعي به هر علتي سر باز زنند .

جامعه براي تداومجامعه پذيري وحيات خود وپيشگيري وكنترل كجروي ها ي اجتماعي از طريق كنترل اجتماعي عمل كرده كه به ارزشهاي زير اين امر را دنبال مي كند : 1- تبليغ واقنا ‌ع  2 – تشويق وپاداش 3 – تنبيه ومجازات

انحراف يا كجروي اجتماعي عبارت است از رفتاري كه هنجارهاي اجتماعي مهمي را نقض كند ودر نتيجه از نظر اكثر مردم قابل نكوهش است .

جرم : عبارت است از عملي كه قانون را نقض كند ( كساني كه بالاي 18 سال سن دارند . ) و در صورتي كه زير 18 سال بشند بزه محسوب مي شود .

ورودي  سوم: مراتب كنترل اجتماعي

كنترل اجتماعي مراتب مختلفي دارد : اقناع روشي است كه به واسطه آن فرهنگ در افراد دروني مي شود وهر چه قدرت اقناع يك فرهنگ بيشترباشدوزمينه ي عقلاني ومنطقي بيشتري داشته باشد  افراد بيشتر به اقناع مي رسند ورفتار متناسب با آن فرهنگ را بهتر انجام مي دهند .

2 – تشويق  3 – تنبيه كه بيشتر در مورد كساني اعمال مي شود كه ارزشهاي فرهنگي به ميزان كمتري دروني شده وبه اقناع نرسيده اند يا كمتر رسيده اند . تشويق وتبيه غير رسمي بيشتر توسط خانواده ،همسالان ،يا عموم افراد جامعه انجام مي شود . وپاداش ومجازات رسمي بيشتر توسط سازمان ها  ومؤسسات اجتماعي مثل : ادارات وپليس وغيره - روشهاي غير رسمي  آثار عميق تري دارند .

جامعه وفرهنگ بايد روشهاي مناسبي براي تبليغ ، تشويق وتنبيه داشتع باشد تا كمتر در معرض اسيب وناهنجاري قرار گيرد .

ورودي هاي درس هشتم

ورودي اول :( هويت اكتسابي وتحرك اجتماعي )

افراد با هويت انتسابي اجتماعي متولد شده مانند فرزند يك فرهنگي يا روحاني و.....

فرد پس از مدتي بصورت فعال با محيط اجتماعي بر خورد مي كند وهويت اكتسابي اجتماعي خود را بوجود مي آورد

-        جابجايي افراد را از يك موقعيت اجتماعي به موقعيت اجتماعي ديگر را تحر ك اجتماعي مي گويند

-        انواع تحرك اجتماعي :

1- صعودي ( از پايين به بالا ) مانند كارمندي كه مدير مي شود 2- نزولي از بالا به پايين مانند مديري كه كارمند مي شود . 3- افقي مانند كارمند يك بخش كه كارمند بخش ديگر مي شود

ورودي دوم : فرصت هاي اجتماعي     

هر جامعه به تناسب عقايد وارزشهايي كه دارد برخي تغييرات هويتي وتحركات اجتماعي را تشويق وبرخي ديگر را منع مي نمايد .

مثال : در جامعه نژاد پرست ،صرفا يك نژاد خاص امكان تحرك صعودي را دارد

-        در جامعه سكولار هويت ديني ومعنوي افراد نمي تواند بروز وظهور اجتماعي داشته باشد . وامكان راي دادن به قوانين معنوي والهي وجود ندارد .

-        در يك جهان ديني ومعنوي نيز هويت هايي كه ابعاد متعالي والهي انسان را نفي كنند به رسميت شناخته نمي شوند .

ورودي سوم : تعارضات فرهنگي

هويت جمعي افراد اگر در چار چوب عقايد وارزشهاي كلان جامعه شكل گيرد اين تغييرات در تعارض با فرهنگ جامعه قرار نمي گيرد بلكه مي تواند باعث گسترش وتوسعه فرهنگ اجتماعي شود .

-        اگر تغييرات  هويتي افراد از مرزهاي مورد قبول فرهنگ جاعه فراتر رود ودر تقابل با ارزشها وعقايد اجتماعي جامعه قرار گيرد منجر به انجام تعارض فرهنگي در جامعه خواهد شد .

-        علل تعارضات فرهنگي 1- برخي از علل دروني است وبه نوآوري فعاليتهاي افرادي كه در درون فرهنگ اجتماعي حضور دارد باز مي گردد وبرخي از علل عوامل بيروني است كه تاثيرپذيري از فرهنگهاي ديگر عامل اصلي آن مي باشد .

 

ورودي هاي درس نهم

ورودي درس اول : هويت اجتماعي افراد وهويت فرهنگي جامعه

هويت فرهنگي پيرامون عقايد وارزشها يي كه از سوي افراد جامعه پذيرفته  وبه رسميت شناخته شده است وتا زماني كه عقايد وارزشها مورد پذيرش افراد جامعه باشد دوام دارد واگر عقايد وارزشها اعتبار خود را از دست بدهند نابود مي شود .

هويت اجتماعي در داخل هويت فرهنگي شكل مي گيرد .

ورودي دوم : تزلزل فرهنگي وبحران هويت

1- تحول در فرهنگ باطل وحركت به سمت فرهنگ حق ( تحول مثبت )  

2-

تحول فرهنگي

 

بحران هويتي عدم توانايي جامعه در دفاع از عقايد وارزشهاي اجتماعي خود

 

تزلزل فرهنگي عدم هما هنگي بين رفتار هاي اجتماعي ومبناي فرهنگي

تحول در فرهنگ حق حركت به سوي فرهنگ باطل (منفي )

تعارض فرهنگي رواج عقايد وارزشها مخالف با ارزشهاي جامعه


ورودي سوم : علل دروني تحولات فرهنگي

علل تحولات فرهنگي

1- دروني : ابداعات ونوآوري هاي مثبت ومنفي

2-يروني : ارتباطات بين فرهنگي  .

فرهنگي كه نتواند نيازهاي جسماني ،طبيعي معنوي وروحي افراد خود را پاسخ دهد دچار مرگ طبيعي مشود . بحران هاي زيست محيطي ،اقتصادي ،معيشتي وياس ونااميدي و خود كشي از جمله پيامد هاي منفي تحولات فرهنگي است .

 

ورودي هاي درس دهم

 ورودي اول :ارتباط بين فرهنگي

1-ارتباط بين فرهنگي ما در صورتي كه دو سويه وبا هدف حفظ ارزشها ،آرمانها واصول جامعه صورت گيرد موجب بسط فرهنگ ها مي گردد . به عبارت ديگر هر فرهنگ در جريان ارتباطات عناصر خود را حفظ مي نمايد واين تغييرات در سطح هنجاري در سطحي   اتفا ق مي افتد اين رشد سطحي موجب گسترش وتوسعه فرهنگي مي گردد .

2-ارتباطات فرهنگي تحولات در لايه عميق صورت مي گيرد ،بطوري كه يك فرهنگ عناصر خود را از دست داده ودچار تحولات فرهنگي شود . در اين حالت ممكن است به فرهنگ جديد ملحق شود يا از طريق نو آوري راه سوم را بر گزيند .

ورودي دوم : خود باختگي

زماني كه يك جامعه بدون تحقيق مسخ عناصر فرهنگي يك فرهنگ بيگانه شود وارزش هاي فرهنگي جامعه ديگر را پذيرفته وارزش ها ي خود را از دست بدهد ودر اصطلاح تقليد كور كورانه كرده واز فرق سر تا نوك پا غربي شود ، خود باختگي روي داده است .

ورودي سوم : انواع از خود بيگانگي

1- از خود بيگانگي تاريخي – هويت خود را در اثر فراموش كردن فرهنگ تاريخي از دست بد هد .

2-از خود بيگانگي فطري : اين نوع از خود بيگانگي مانع شناخت فرد ازخود وجهان مي گردد وبه تعبير قرآن موجب فراموشي خدا ودر نتيجه فراموشي انسان از خود مي شود . نتيجه اين امر از دست دادن آرامش وايجاد آشوب واضطراب وپريشاني است .

ورودي هاي در س يازدهم 

ورودي اول : هويت ايراني قبل وبعد از ظهور اسلام

-        ايران سر زميني است كه تاريخ آن بيش از پنج هزار سال قدمت دارد .

-        هويت ايراني قبل از ظهور اسلام هويتي ديني و آميخته با اساطير است .

-        اقوام مختلف ايراني هويت هاي اجتماعي متفاوتي داشته اند

-        در عقايد وارزشهاي آيين زرتشت كه با آميزه هاي اساطير در آميخته هويت فرهنگي واحدي پيدا كرده اند .

-        هويت ايراني به صورت هويت اجتماعي بخشي از جهان اسلام در آمد .

-        زبان فار سي به دليل مشاركت فعال ايرانيان به عنوان زبان فرهنگي دوم جهان اسلام در مناطق مختلف گسترش يافت

ورودي دوم : هويت ايراني در رويا رويي با فرهنگ غرب

-        ايران در تاريخ اسلامي خود با هجوم هاي نظامي وسياسي اقوام مختلف مواجه شده است .

-        فرهنگ اسلامي در طي سده هاي مختلف به دفع مهاجمان ويا جذب وهضم آنها پرداخته

-        قدرت سياسي ونظامي غرب در نخستين رويا رويي ها بخشهايي از ذهنيت مسلمانان را به خود باختگي فرهنگي دچار ساخته وبه هويتي سكولار ودنيوي در قالب عناوين قوم گرايانه تقسيم كرد .

-        متفكران ايراني از دهه سي به بعد رويكرد تقليدي به فرهنگ غرب پرداختند .

-        غرب زدگي ،، باز گشت به خويشتن ،خدمات متقابل اسلام وايران ،از جمله آثار است .

ورودي سوم : هويت ايراني وانقلاب اسلامي

-        انقلاب اسلامي حاصل مقاومت اسلامي جامعه در برابر هجوم سياسي واقتصادي غرب بود .

-        بازگشت ايران به اسلام بازگشت به خويشتن الهي وتوحيدي بود .

-        جامعه ايران به رهبري امام خميني (ره ) به بازگشت به هويت اسلامي ، تاريخ وجغرافياي خود در ذيل آسمان معنوي توحيد قرار دارد .

-        حيات معنوي اسلام افقهاي جديدي را بر روي انديشمندان جهان غرب گسترده است .

ورودی های درس دوازدهم

ورودی اول : قدرت اجتماعی

هر گاه موجودی بتواند کاری را با اراده واگاهی انجام دهد دراری قدرت است . قدرت دارای دو نوع است فردی واجتماعی

قدرت فردی محدود است وانسان بدون کمک دیگران قادر به رفع نیازهای خود نیست .

قدرت اجتماعی زمانی پیدا می شودکه انسان برای رسیدن به اهداف خود بتواند بر اراده دیگران نیز تاثیر بگذارد واراده وکار ارادی آنها را به خدمت بگیرد

((کسانی که توان تاثیر گذاری بیشتری بر دیگران دارند قطعا از قدز رت اجتماعی با لاتری برخوردارند .))

 ورودی دوم : مقبولیت واقتدار

 قدرت فردی محدودیت دارد در قدرت اجتماعی نیاز به قدرتی فراتر از قدرت جسمی وجود دارد وتنها راه جلب تبعیت دیگران است ، یعنی دیگران بپذیرند مطابق آنچه از او خواسته شده است عمل کنند. تبعیت یک انسان از انسان دیگر به دو صورت ذیل است

۱-   تبعیت با اکراه : زمانی است که تبعیت ناشی از تهدید وترس باشد .

 2- تبعیت با رضایت : زمانی که شخص با میل درونی مطابق اراده دیگری عمل کند . ( اقتدار )

ورودی سوم : مقبولیت ومشروعیت

مقبولیت قدرت بدون اکراه واز روی رضایت است ومدار وملاک آن میل واراده فردی است که قدرت بر او اعمال می شود .

مشروعیت قدرت ،بر اساس شریعت وموافق با حکم خداوند است ،وملاک آن حق وباطل بودن است .

مقبولیت یا اقتدار بر دو نوع است :

اقتدار مشروع : قدرتی است که هم مقبولیت دارد وفرد آن را با رضایت پذیرفته است وهم بر اساس حکم الهی است مثل قدرت پیامبران

قدرت نامشروع : قدرتی است که بر خلاف احکام الهی است اما فرد از روی رضایت آن را می پذیرد مثل قدرت هیتلر در آلمان نازی